۱)نگاه
آشفته کرده ای
نگاه مرا در نگاه خود
آشفته تر دلم
وقتی که دزدیده می پایی
مشتاق
موج نگاهم را
از هر تلاقی نگاه
از ابر آه
برق شوق می تابد
باران غصه
از پشت پای تو
حبابهای فراموشی را تداوم می بخشد
وقتی که می روی
رنگین کمان اندوه
در دل کمانه می کند
اردیبهشت 84
۲) گذر
بیا
تا در تباتب عشق
لحظه های بودن را ببوسم
تا رفتنت
نمانده چیزی
و با من
آهی
که بدرقه ات می کند
موج صدای تو
وقتی کلام « دوستت دارم» را
سر دادی
ای من
با کدام قافله ی عشق
از دروازه زمان گذشتی
فروردین 84
۳) شروه
دام غزل را
بارها گسترده ام
گریختی
آن سان بزرگی
که در قصیده هم
بایک ترانه چگونه ای؟
در بند بند وجودم
اکنون که می روی
...باد شروه می جوشد
« مرا دیدار رویت مشکل افتاد
چو کارم با خیالات دل افتاد
نه از بی مهری ات ای یار مفتون
که هجران در میانه مایل افتاد»
شهریور 85
۴) کوچه ی عشق
هنوز
کوچه عشقت
صدای سوت مرا
به آشیانه گنجشکهای خسته می کوباند
و باد
تازیانه ی آهم به چین چین دامن تو رساند
که
سربگرداندی
نگاه خنده ات از دور قلب من لرزاند
جوانه های امید از درنگ تو گل کرد
و باز
با قدمهای تند تو پژمرد
هنوز
کوچه عشقت
نماد وعده ی ماست
بهمن ماه ۸۵
۵)
حریم خیال من
در خواب
بی انتهاست
اما
کجای این جهانی
که
نمی جویمت
لینک این کارها در سایت تخصصی شعر ایران و جهان "شعرانه"
سید اسماعیل بهزادی: